کتاب یادداشت های یک پزشک جوان

اثر میخائیل بولگاکف از انتشارات ماهی - مترجم: آبتین گلکار-درام

حرفه‌ی اصلی بولگاکف پزشکی بود. او در سال 1916، پس از اتمام تحصیلاتش، به قصبه‌ای دورافتاده در ایالت نیکولسکویه منتقل شده و به‌تنهایی با بیماری روستاییان دست‌و‌پنجه نرم کرده بود. ماجراهای مجموعه‌ی یادداشت‌های یک پزشک جوان برگرفته از تجربه‌های بولگاکف در این روستاست و می‌توان گفت که نویسنده این مجموعه را بر اساس واقعیت نوشته و تقریباً همه‌ی رویدادهای توصیف‌شده در داستان‌ها را شخصاً تجربه کرده است. این داستان‌ها در زمان حیات او در نشریات مختلف منتشر شد و پس از درگذشتش به‌صورت کتاب در آمد. در این کتاب داستان «مورفین» نیز گنجانده شده است که بولگاکف در آن چگونگی اعتیاد یک پزشک به این ماده‌ی مخدر را به شکل بدیع و تکان‌دهنده‌ای به تصویر می‌کشد.


خرید کتاب یادداشت های یک پزشک جوان
جستجوی کتاب یادداشت های یک پزشک جوان در گودریدز

معرفی کتاب یادداشت های یک پزشک جوان از نگاه کاربران
میخاییل بولگاکف رو در ایران همه با کتاب مرشد و مارگاریتا می شناسن!
بولگاکف ، نویسنده ی بزرگ روس ، پزشک بود و این کتاب یه جورایی اتوبیوگرافی یه برهه ای از زندگیش هستش که به قول خودش(اونجور که در این کتاب نوشته) مستقیم از روی نیمکت دانشگاه به روستای دورافتاده ای پرتاب شده بود! خوندن این خاطراتش برای من دانشجوی پزشکی بسیار جذاب بود ولی نمی دونم که آیا برای خوانندگان غیر پزشک هم می تونه همینقدر جذاب باشه یا خیر! ولی قطعا خواندن این کتاب برای خوانندگان غیر پزشک هم خالی از لطف نخواهد بود به خصوص پنجاه ، شست صفحه ی آخرش که به توصیف اعتیادش می پردازه که البته این قسمت رو به عنوان داستان زندگی دوست و همکارش تعریف می کنه اما اونجور که در مقدمه ی کتاب توسط مترجم گفته شده شرحی ست از زندگی ه خودش! و در این صفحات اعتیاد یک پزشک به یک ماده ی مخدر رو به شکل تکان دهنده ای به تصویر کشیده!
بولگاکف در سال اول کاریش حدود پانزده هزار مریض رو مداوا می کنه و وقتی در اولین سالگرد کاریش به خاطرات سال گذشته اش فک می کنه به این نتیجه میرسه که الان دیگه خیلی تو کارش تسلط داره و هر مریضی رو ببینه می تونه درمان کنه و اضطراب روزهای اول کاریش براش خنده دار به نظر میاد اما طولی نمی کشه که در چند روز بعد می فهمه که هیچ وقت نباید به خودش مغرور بشه! که این بخش از کتاب رو اینجا عینا می نویسم:
@نه ، دیگر هرگز ، حتی موقع خواب ، مفرورانه به خودم نمی نازم که هیچ چیزی باعث حیرت من نمی شود. نه. یک یک سال گذشت ، سال دوم هم می گذرد و به همان اندازه ی سال اول برای من غافلگیری در چنته خواهد داشت... یعنی همچنان باید سر به زیر بود و یاد گرفت.@


مشاهده لینک اصلی
داستان انتهایی @ابلیس @را می شود پیش درآمدی بر @دل سگ@ ، @تخم مرغ های شوم@ و @مرشید و مارگریتا @ محسوب کرد.اما نکته جالب مربوط به داستان های پزشکی اول کتاب و داستان @مرفین @است که قاعدتا همه باید بر اساس خاطرات خود بولگاکف باشند.بولگاکف در داستانهای اول کتاب پزشک تازه کار اما موفقی است که از همه آزمون های دشوار با سربلندی بیرون میاد.اما در @مرفین@ که آن را از قول یک پزشک دیگر که جایگزین پزشک اولی شده روایت می کند یک آدم معتاد و کاملا شکست خورده است.جالب این نکته است که زمان رخ دادن وقایع داستان های اول و @مرفین @هم یکی است و به جای این که از نظر زمانی داستان @مورفین @بعدتر اتفاق افتاده باشد ، در واقع در همان محدوده زمانی رخ می دهد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب یادداشت های یک پزشک جوان


 کتاب ترانه مرغ اسیر
 کتاب تماس سرد
 کتاب یادداشت های یک پزشک جوان
 کتاب بهترین زمان مردن
 کتاب پرونده بالتیمور
 کتاب خویشاوندی های اختیاری