«گریز دلپذیر» رمانی کمحجم اما بسیار گیراست. سفرِ شادمان چهار خواهر و برادر به دنیای کودکیشان باعث میشود چند ساعتی زندگی روزمره و رنجهای خود را فراموش کنند، تا شاید دوباره آن آرامش و دلخوشی را که زندگی در نقشِ آدمهای بالغ و بزرگسال از آنها ربوده، بازیابند.
...[چیزی شبیه یک روز مرخصی اضافیِ حین خدمت، کمی مهلت، فاصلهی بین دو پرانتز، یک لحظه لطافت. چند ساعتی که از دیگران ربوده بودیم...]
...[زندگی هنوز چند روز مرخصی برایمان اندوخته بود؟ و نیز چند تا دماغسوخته؟ چندتا دلخوشی کوچک؟ کِی همدیگر را از دست میدادیم و رشتهها چگونه میگسستند؟]
خرید کتاب گریز دلپذیر
جستجوی کتاب گریز دلپذیر در گودریدز
معرفی کتاب گریز دلپذیر از نگاه کاربران
داستان سفر یک روزه و دلنشین یه برادر و دو خواهر.
چقدر این کتابو دوست نداشتم. انقدری که نمیدونم حتی چی باید در توضیحش بنویسم. بنظرم خیلی سطحی و حتی خاله زنکی اومد. دعواهای عروس و خواهر شوهر!!!!! عروسی که از دست خواهرشوهراش حرص میخوره و خواهرایی که حس می کنن برادرشون حیف شده :||||
شاید بشه گفت نگارش داستان همون نگارش روان و همیشگی آنا گاوالدا بود. ولی محتوای داستان؟! واقعا خوب نبود بنظرم..
مشاهده لینک اصلی
حسِ کتاب دقیقا با عنوانش هماهنگی داشت. خوندنش مثل یک گریز دلپذیر از روزمرگی های این زندگی، شیرین بود. مثل یک زنگ تفریح، بین دو کلاس. کوتاه اما زیبا... آنا گاوالدا رو بخاطر همین نثر ساده ولی گیرا و زیباش دوست دارم.
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب گریز دلپذیر
...[چیزی شبیه یک روز مرخصی اضافیِ حین خدمت، کمی مهلت، فاصلهی بین دو پرانتز، یک لحظه لطافت. چند ساعتی که از دیگران ربوده بودیم...]
...[زندگی هنوز چند روز مرخصی برایمان اندوخته بود؟ و نیز چند تا دماغسوخته؟ چندتا دلخوشی کوچک؟ کِی همدیگر را از دست میدادیم و رشتهها چگونه میگسستند؟]
خرید کتاب گریز دلپذیر
جستجوی کتاب گریز دلپذیر در گودریدز
چقدر این کتابو دوست نداشتم. انقدری که نمیدونم حتی چی باید در توضیحش بنویسم. بنظرم خیلی سطحی و حتی خاله زنکی اومد. دعواهای عروس و خواهر شوهر!!!!! عروسی که از دست خواهرشوهراش حرص میخوره و خواهرایی که حس می کنن برادرشون حیف شده :||||
شاید بشه گفت نگارش داستان همون نگارش روان و همیشگی آنا گاوالدا بود. ولی محتوای داستان؟! واقعا خوب نبود بنظرم..
مشاهده لینک اصلی
حسِ کتاب دقیقا با عنوانش هماهنگی داشت. خوندنش مثل یک گریز دلپذیر از روزمرگی های این زندگی، شیرین بود. مثل یک زنگ تفریح، بین دو کلاس. کوتاه اما زیبا... آنا گاوالدا رو بخاطر همین نثر ساده ولی گیرا و زیباش دوست دارم.
مشاهده لینک اصلی